میتونم بپرسم چرا؟؟؟؟؟
یه پیشنهاد! هر کی موافق اینه که وبلاگ کلاسمون دوباره با حال بشه بیاد ویه نظر بزاره ...
زنده باد وبلاگ بچه های پرستاری بهمن ۸۸
دوستون داریم...
یه پیشنهاد! هر کی موافق اینه که وبلاگ کلاسمون دوباره با حال بشه بیاد ویه نظر بزاره ...
زنده باد وبلاگ بچه های پرستاری بهمن ۸۸
دوستون داریم...

شاد بودن هنر است،

بشکفد بارِدگر لاله ی رنگين مُراد،
غنچه ی سرخِ فروبسته ی دل باز شود،
من نگويم که بهاری که گذشت آيد باز،
روزگارِ ی که به سر آمده آغاز شود،
روزگارِ دگری است،
و بهارانِ دگر،
...
هنگام درس دادن استاد سر کلاس :
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
می خوری یا می بری ؟
گفتم می خورم .
چه می دانستم لذت ها را می برند حسرت ها را می خورند.

این چند وقته توی وبمون اتفاقات جالبی افتاد که .... حالا بگذریم ..
فقط از من خواستن این اسامی رو پیشنهاد بدم.
۱. دکتر نثاری ۲. هادی جامه بزرگ ۳. مهدی ترابی ۴. علی جلیلوند ۵. سعید چارمحالی
۶. عرفان گمار
کسانی که احتمالا همون کسانی هستن که تحت عنوان پسرا توی وبلاگ شناخته شده اند...
من کاری ندارم ... دیگه خودتون میدونید و این چند تا!!!!!!!!!!!!!
دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....
صبر !....صبر را به من هدیه کن !
خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...و مگذار ! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....
خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !
خدای مهربانم ای بی کران نازنین !...عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی !
بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن ...ای قدرتمند بی نهایت کریم.
دوستت دارم ای مهربان ...تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت ...
با من بمان....خدا....با من که تنها تو نگهدار منی ! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.
ای عاشقترین خدای من!!!
خاطره ایی از استاد ما
چند روزی به آمدن عید مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا" رفته
بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد
ما بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن.
استاد خشک و مقرراتی ما خود مزیدی شده بر دشواری "صدرا".
بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخره سالی دیگه بسه!
استاد هم دستی به سر تهی از موی خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و همین طور که آن را می گذاشت روی میز، خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت.
استاد 50 سالهمان با آن کت قهوهای سوختهای که به تن داشت، گفت: حالا که
تونستید من رو از درس دادن بندازید بذارید خاطره ای رو براتون تعریف کنم.
"من حدودا 21 یا 22 سالم بود، مشهد زندگی می کردیم، پدر و مادرم کشاورز بودند
با دست های چروک خورده و آفتاب سوخته، دست هایی که هر وقت اون ها رو می
دیدم دلم می خواست ببوسمشان، بویشان کنم، کاری که هیچ وقت اجازه آن را به
خود ندادم با پدرم بکنم اما دستان مادرم را همیشه خیلی آرام مثل "ماش پلو"
که شب عید به شب عید می خوردیم بو می کردم و در آخر بر لبانم می گذاشتم.
در بستر روزگار انچه بدست می اید با خنده پایدار نمی ماند وانچه از دست میرود با گریه جبران نمی شود.
چقدر سخته وقتی تنها دارایی آدم ...
امیدش باشه .
و چقدر سخت تره که بخوان همین داراییش رو هم ازش بگیرن .....
یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بینی
به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!
با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت
ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم
دورباره رسیدیم به آخر یه ترم دیگه..نمیدونم چرا این آخرای ترم اینقدر دلگیره هیچکس حوصله ی بقیه رو نداره ...شاید به خاطر اینه که همه فقط به درساشون فکر میکنن ...البته خب حق دارن...
البته چیزی که بیشتر اذیت میکنه اینه که بعدش برای یه مدت طولانی همدیگه رو نمی بینیم...و بعدش هم دلتنگی و از این جور چیزا ...
من كه در پيله ي بي شيله ي خويش
شوق پروانگي از يادم رفت
لااقل موقع رفتن بسپار
ابر جاي تو ببارد به سرم
ماه جاي تو بتابد به شبم
سر انگشت محبت بزند گاهگاهي به درم
شاد اين تلخي ايام غم انگيز را
باز با ياد تو از ياد برم ...
مرسی!
"او به را ستی تندیس همه خوبیهاست."

اگه میخواید به ارزش مادرتون پی ببرید ... فقط یه لحظه به نبودنش فکر کنید...
اینم یه دعا ... "خدایا. مادرای هممون رو همیشه سلامت و سر زنده نگه دار!
مرسی!!!!!!!
با اعتقاد، اعتماد و امید زندگی کنید !!!! ...
1- اعتقاد (Confidense) :
اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند.
روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.
2- اعتماد (Trust) :
اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید،او میخندد ... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت،این یعنی اعتماد.
3- امید (Hope ) :
هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید،این یعنی امید.
یه چند وقتیه میخوام بگم ولی نمیشه.....
اما این دفعه باید گفت که دیگه فکر میکنم واسه ی من بس باشه....
میدونم که نتونستم کارامو درست انجام بدم...پس به خاطرهمه ی کوتاهی ها منو ببخشید...
البته من و آقایون تصمیم گرفتیم نماینده ی بعدی یکی از خانما باشه....(فقط خانما ،همین که گفتم )...
اینم باید بگم که من نماینده ی اقایون میشم...برای اون مشکلی ندارم...
پس همین روز یکشنبه نماینده ی بعدی رو انتخاب میکنم ...
مرسی!
متاسفانه بچه های ما در صورتی براشون ارزش پیدا میکنی که براشون یه کاری انجام بدیچه میدونم کارشونو راه بندازی، بخندونیشون یا یه کاری بکنی که..
من وقتی نماینده ه ی کلاس بودم اینو به عینه دیدم ........
دیدم که فقط به این خاطر ارزش داشتم که نماینده بودم ....فقط همین!!!!!!
دیدم که برای شما ها نمایندتون ارزش داره نه من...حالا اون نماینده هر کسی که میخواد باشه ... فرقی نمیکنه .....
دیدم که اگرم کسی برام کاری انجام داد(البته لطف داشتن) وقتی بهش میگفتم ممنون ... میگفت بالاخره شما نماینده ی ما هستید ...ولی من خیلی رنج میکشیدم ...که فقط به خاطر اینکه نماینده بودم میخواستنم ...
نه به خاطر خودم... نه به خاطر احترام ..... نه به خاطر...........................
"پس کنار کشیدم تا هر کس من براش مهمم به خاطر خودم براش مهم باشم نه چیز دیگه ای..."
البته.............. خیلی عادت کرده بودم به کارای نمایندگی ولی همین کارا و بعضی از حرفا (وظیفشه!!!!، یا این آخرا ..ما ازتون راضی بودیم آقای ...)نذاشت ..شاید بخندید ولی دلم تنگ میشه برای همین کارا...
ببخشید که سرتونو درد آوردم بچه ها ولی باید میگفتم...........
مرسی!!!!!!!!!
حالتون خوبه ؟
امروز فقط اومدم تا یه تنوعی به وبمون بدم..
میدونم همه از اتفاقاتی که افتاد خیلی ناراحت شدن ولی قبلش باید در مورد مطلب قبلی که خودم گذاشته بودم عذر خواهی کنم اون روز یه کم خسته بودم ...فقط همین!!!!!!!!!!!
اما در مورد این .......نمیدونم اسمشو چی بذارم.ولی هر چی بود شناخت خوبی از خیلیها بهمون داد
(البته این تنها فایده اش بود)
نمیدونم آخه این همه زیاده روی برای چی بود ....؟
این همه بی احترامی برای چی بود ..........؟
آخرش هم جز پشیمونی هیچی نموند دیدید که.....؟
فقط خواهش میکنم بچه ها بیاید فراموش کنیم هر چی که بود رو....
به خدا ارزش شما ها بیشتر از این حرفاست.که بخواید به خاطر یه نفر .......
بیاید از این به بعد جز از راه احترام وارد نشیم.. باشه!!!!!!!!
خیلی دوستون دارم.....
دوست گلم ... هرچی آرزوی خوبه مال تو...!!!!!!!!
مرسی!!!!
دوستان برای مشاهده سه ترجمه موجود از شعر فوق که بر سر در سازمان ملل نقش بسته به ادامه مطلب مراجعه کنید.
اینم یه مطلب قشنگ امیدوارم خوشت بیاد...
.....
آدما دو قلب دارند
قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حظورش بي خبر.
قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد
همان كه گاهي مي شكند
گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد
....
و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !
در ابتدا یک سری سوال است که از شما پرسیده می شود و شما در آخر می توانید تعبیر پاسخ هایتان را ببینید. در ابتدا یک کاغذ بردارید تا جوابهای خود را روی روی آن بنویسید. آنچه را که به طور طبیعی به ذهنتان می رسد یادداشت کنید. زمان لازم برای آن که خودتان را واقعاً در موقعیتهای گفته شده احساس کنید، در نظر بگیرید. در غیر این صورت این آزمون جنبه علمی اش را از دست خواهد داد.
ایشالا همیشه سلامت و با نشاط باشی....
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که ما دیروز وقت نکردیم از او تشکر کنیم !.....
1. بهترین آرزوتون تو امسال چی بود؟
2. فکر میکنید که به آرزو تون تو امسال میرسید؟
3. چقدر برا رسیدن بهش برنامه ریزی کرده اید؟ و چقدر امیدوار هستید که میرسید؟
4. وقتی سر سفره هفین دعا کردین " خدایا حال منو به بهترین حال تبدیل کن" بهترین حال از نظر شما یعنی چی؟؟؟
5. کدوم یک از رسم های تو عید به نظرتون خوبه و کدوم مسخره است( با عرض پوزش..)
6. دوست داشتید لحظه سال تحویل با کی بودین و کجا بودین و چه کار میکردین؟؟؟!
7. چقد تو عید درس قراره بخونید؟( نوشتم قرار چون همه قرار دارن که درس بخونن اما کیه که بخونه!)
مرسی که وقت میزارین..
عید اومده ..عید اومده.. بهاره/شادی رو به خونمون میاره.
عید اومده ..عید اومده.. بهاره/هر چی از خدا میخوای واست هدیه میاره.
دلای بی قرار ثانیه ها رو میشماره.....!"
"دوستای گلم عیدتون مبارک"