به ایرانی بودنمان افتخار کنیم
دوستان برای مشاهده سه ترجمه موجود از شعر فوق که بر سر در سازمان ملل نقش بسته به ادامه مطلب مراجعه کنید.
دوستان برای مشاهده سه ترجمه موجود از شعر فوق که بر سر در سازمان ملل نقش بسته به ادامه مطلب مراجعه کنید.
یعنی hw کی میتونه باشه...؟خوب قبلا گفته بوده که همکلاسیه.. تازگیا هم که توی کلاس عاشق
داریم( درست و غلطش به من و شما ربطی نداره) ایول.. آقای دمرچلی.. آره خودشه...
نفر بعدی ممکنه آقای گمار باشه
آها ببخشد ایشون گفتند که حالا حالا ها عاشق نمیشن...زشته!! آقای علی جلیلوند
خوب خودش گفت زیاد عاشق میشه... میان و میرن!!!!نفر بعدی میتونه دکتر باشه
کتر نثاری... یا شایدم آقای خزاییی؟؟
آره؟؟؟ هادی جامه بزرگ.. اول اسمشم h پس w چیه؟؟؟
آقای ترابی؟؟؟ پس چرا با mt90 نمینویسه؟؟؟آقای حضرتی؟؟یا شادیم آقایون خوش تیپ کلاس: سیفو سلطانی؟؟
آقای یعقوبی؟؟؟ آره خودش گفته بود کمکم کنید!!! یا آقای شاه رضایی؟ الهی...
چه با حال شد قضیه... ممکنه آقای چهار محالی باشه؟؟؟
یا آقای کم پیدای کلاس: آقای حسنی؟؟؟
واا ی بگو دیگه کی هستی؟؟؟ مردیم از کنجگاوی....!!
به نظر شما hwکیه؟؟؟؟
گفتی هرگز از رحمت خدا نا امیدنباشید.زمر/۵۳
گفتم کسی راندارم
گفتی از رگ گردن به تو نزدیکترم.ق/۱۶
گفتم ولی انگار منو فراموش کردی
مرا یاد کنید تا یاد کنم شما را.بقره/۱۵۲
اینم یه مطلب قشنگ امیدوارم خوشت بیاد...
.....
آدما دو قلب دارند
قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حظورش بي خبر.
قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد
همان كه گاهي مي شكند
گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد
....
و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !
در ابتدا یک سری سوال است که از شما پرسیده می شود و شما در آخر می توانید تعبیر پاسخ هایتان را ببینید. در ابتدا یک کاغذ بردارید تا جوابهای خود را روی روی آن بنویسید. آنچه را که به طور طبیعی به ذهنتان می رسد یادداشت کنید. زمان لازم برای آن که خودتان را واقعاً در موقعیتهای گفته شده احساس کنید، در نظر بگیرید. در غیر این صورت این آزمون جنبه علمی اش را از دست خواهد داد.
چقدر خلوته اینجا!!!!!!!!!!!
اول این که ایشالا سال خوبی داشته باشید....... بعدش هم این که خیلی دوستون دارم ... همین!!!
ضمنا روز پرستار رو هم بهتون تبریک میگم....
.
ایشالا همیشه سلامت و با نشاط باشی....
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که ما دیروز وقت نکردیم از او تشکر کنیم !.....
1. بهترین آرزوتون تو امسال چی بود؟
2. فکر میکنید که به آرزو تون تو امسال میرسید؟
3. چقدر برا رسیدن بهش برنامه ریزی کرده اید؟ و چقدر امیدوار هستید که میرسید؟
4. وقتی سر سفره هفین دعا کردین " خدایا حال منو به بهترین حال تبدیل کن" بهترین حال از نظر شما یعنی چی؟؟؟
5. کدوم یک از رسم های تو عید به نظرتون خوبه و کدوم مسخره است( با عرض پوزش..)
6. دوست داشتید لحظه سال تحویل با کی بودین و کجا بودین و چه کار میکردین؟؟؟!
7. چقد تو عید درس قراره بخونید؟( نوشتم قرار چون همه قرار دارن که درس بخونن اما کیه که بخونه!)
مرسی که وقت میزارین..
« ريشه عثماني ها »
عثماني ها از دودمان تورك و ريشه آنها از توركمانهاي توركستان اند كه از قرن ششم ميلادي به آسياي صغير ، اطراف جيحون و مازندران و گرگان مهاجرت كرده اند و در سال 21 هجري برابر با 641 ميلادي با شكست دودمان ساساني و ورود اسلام به خراسان و ماوراء النهر قوم تورك اسلام را پذيرفتند و در دوران خلفاء راشدين و در زمان بني اميه و عباسي ها با عبور اسلام از جيحون و ماوراء النهر بسياري از تورك ها به اسلام ايمان آوردند و سپس جزء مدافعين اسلام شدند و اولين دولت اسلامي تورك را سلجوقيان تشكيل دادند كه به اسلام عظمت بخشيدند و با حمله مغولها جد عثماني ها همراه عشيره اش از شرق ايران به كردستان هجرت كردند و سالها در كردستان زندگي نمودند و سپس به شمال شرقي توركيه رفتند
از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است
از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است
از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است
از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است
از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است
از پیامبر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: از تمام یارانم به من نزدیک تراست
ازخودش پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: خادم خدا
پیشاپیش روز خودمونو تبریک میگم
روی لینک زیر کلیک کنید,درصفحه ای که باز می شود
کرکره سیاه رنگ را به سمت چپ بکشید,صحنه جالبی
خواهید دید
عید اومده ..عید اومده.. بهاره/شادی رو به خونمون میاره.
عید اومده ..عید اومده.. بهاره/هر چی از خدا میخوای واست هدیه میاره.
دلای بی قرار ثانیه ها رو میشماره.....!"
"دوستای گلم عیدتون مبارک"
ما وقتی میخوایم با هم(در مورد کارامون) جدی صحبت کنیم.با زبونمون با هم حرف میزنیم .ولی.....
ولی گاهی اوقات از طریق نگاهمون به اندازه ی هزار تا کتاب با هم حرف میزنیم...!ولی وقتی میایم توی مرحله ی زبونی ... خیلی چیزا رو کنار میذاریم... در حالی که حرفائی که با نگاهمون به هم میزنیم.هم ارزش بیشتری داره و هم عین واقعیته...
نمیدونم.... کاش میشد حرفای نگاهمونو به حرفای زبونمون ترجمه کنیم
این که میگم کاش میشد..به خاطر اینه که من خودم خیلی سعی میکنم این کارو بکنم......
امانمیشه... احساس میکنم که نمیتونم...
بچه ها ..........کمکم کنید..تنها نمیتونم کمکم کنید...همین!